تبليغاتX
جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه خلیج فارس
 
جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه خلیج فارس
 
 
سیاسی فرهنگی دانشجویی
 
بر گرفته از سایت خبری رجا نیوز :
بايد شعار عدالت طلبي را شاخص اصلي قرار داد

مقام معظم رهبري فرمودند: نسل امروز غرب را به علت كارهاي نسل ديروز مقصر نمي‌دانيم، اما مسئولان كنوني قدرتهاي غربي نيز همانند گذشته در پي تسلط بر جهان و پايمال كردن حقوق ملتها هستند.

به گزارشرجانيوز به نقل از پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبري، حضرت آيت‌الله خامنه‌اي رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار چند نفر از شخصيت‌هاي سياسي - مذهبي بين المللي، گفتگو و تعامل را عاملي ضروري و مؤثر در رفع ابهامات و دستيابي به تفاهم خواندند و تأكيد كردند: واقعيتهاي تلخ جهان امروز همچون جنگ و گرسنگي و تعرض به حقوق انسانها، در عواملي نظير قدرت طلبي و زياده خواهي ريشه دارد بنابراين در هر تلاش و حركتي براي حل مشكلات جهان، بايد شعار عدالت طلبي و مبارزه با ظلم را شاخص اصلي قرار داد.

ايشان گفتگو و تبادل نظر را، كاري بسيار خوب، مهم و لازم دانستند و خاطرنشان كردند: تداوم "ديدار و گفتگو" و بيان متقابل حقايق، يقيناً در ايجاد تفاهم ميان ملتها و دولتها نقش زيادي دارد اما اينگونه اقدامات براي مهار خصلتهاي ناپسند قدرت طلبان جهاني، و پايان بخشيدن به مصائب كنوني بشر، كافي و مؤثر نيست و بايد عوامل ديگري را نيز مد نظر قرار داد.

حضرت آيت الله خامنه‌اي بي عدالتي و ظلم را ريشه تاريخي مشكلات دردناك جامعه بشري برشمردند و با اشاره به كشتار وحشتناك مردم عراق، افغانستان و فلسطين افزودند: آيا اين فجايع دردناك، به علت سوءتفاهم و عدم درك متقابل صورت مي گيرد و يا در مسائلي همچون زياده خواهي و بي عدالتي ريشه دارد؟

رهبر انقلاب اسلامي، عوامل تاريخي نظير تسلط استعمارِ سخت و خشن غرب بر مناطق مختلف جهان و برخوردهاي تحقيرآميز با مسلمانان و ديگر ملتها را از ديگر علل مشكلات موجود برشمردند و با اشاره به لزوم جبران اينگونه اقدامات افزودند: ما نسل امروز غرب را به علت كارهاي نسل ديروز مقصر نمي دانيم اما مسئولان كنوني قدرتهاي غربي نيز همانند گذشته در پي تسلط بر جهان و پايمال كردن حقوق ملتها هستند.

ايشان به خيرخواهان جامعه بشري و شخصيتهايي كه براي حل مشكلات جهان، انگيزه و تلاش حقيقي نشان مي دهند پيشنهاد كردند: ظلم و بي عدالتي را در هر جاي جهان به طور مشخص و صريح محكوم كنند و كار مشكل تشخيص ظالم از غيرظالم را با جديت دنبال نمايند.

رهبر انقلاب اسلامي با اشاره به ظلم و جنايتي كه در حق مردم فلسطين انجام مي شود تأكيد كردند: دعا و نصيحت براي حل مشكلات جهان خوب است اما بدون عدالت طلبي و مقابله با ظلم، هيچ نصيحتي و اقدامي مؤثر نخواهد بود بنابراين عناصري كه در كشورهاي مختلف جهان و جامعه بين المللي تأثيرگذارند با ظلم واضح و آشكار جاري در فلسطين و عراق مقابله كنند.

ايشان مبارزه با ظلم را راه صحيح و مؤثر دستيابي به صلح عادلانه دانستند و خاطرنشان كردند: صلح غيرعادلانه، ادامه نخواهد يافت و لازم است ضمن حمايت از شعار صلح، شعار عدالت طلبي و مقابله با ظلم را به طور جدي مطرح و پيگيري كرد.

در ابتداي اين ديدار گيل بوندِويك نخست وزير سابق و رهبر كليساي پروتستان نروژ نيز ديدار با رهبر معظم انقلاب را مايه افتخار خواند و با اشاره به افزايش تنشها ميان غرب و جهان اسلام گفت: رفتار تحقيرآميز غرب نسبت به مسلمانان و ارائه تصوير مخدوش از اسلام در اين مشكلات مؤثر است و گفتگو و درك متقابل مي تواند سوءتفاهم ها را كاهش دهد.

نخست وزير سابق نروژ همچنين با محكوم كردن حمله امريكا به عراق گفت: پس از 5 سال اشغال عراق، مشخص شده است كه هيچ سلاح كشتار جمعي در آن كشور نبوده است.

صادق المهدي نخست وزير سابق سودان هم با اشاره به ضرورت تغيير سياستهاي غرب در مسائل جهاني و موضوعات مربوط به جهان اسلام گفت: تلاشهايي براي ايجاد تفرقه در دنياي اسلام صورت مي گيرد كه بايد با وحدت و اتحاد با آن مقابله كرد.

در ادامه اين ديدار جورج سامپايو رئيس جمهور سابق پرتغال و نماينده دبيركل سازمان ملل در گفتگوي فرهنگها گفت: معتقديم ايران قادر است با توجه به تاريخ، ارزشها و اهميت خود، نقش كليدي در درك عميق ملتها و دولتها از يكديگر و ساختن دنيايي بهتر ايفا كند.

سامپايو با محكوم كردن حمله امريكا به عراق گفت: رهنمود جنابعالي درباره مبارزه با ظلم، كاملاً صحيح و مؤثر است.

جان برايسون چين، رهبر مسيحيان پروتستان امريكا نيز با اشاره به سفرهاي قبلي خود به ايران گفت: به مردم ايران عشق مي ورزم و آنها را همچون خانواده خود مي دانم.

برايسون چين افزود: قدرت دين مسيح و اسلام بيشتر از مشكلات موجود است و مسائل جهان امروز با اتكاي به دين قابل حل است.
رهبر مسيحيان پروتستان امريكا افزود: رهبران ديني امريكا و جهان بارها مخالفت خود را با حمله به عراق اعلام كردند اما امريكا و انگليس بي توجه به خواست ملتها و رهبران مذهبي، عراق را اشغال كردند.

رومانو پرودي نخست وزير سابق ايتاليا هم در اين ديدار به نقش بسيار مهم ايران در منطقه و جهان اسلام اشاره كرد و گفت: جمهوري اسلامي ايران اين قدرت را دارد كه آينده منطقه را به نحو مثبت و سازنده متحول كند.ب

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 14:38  توسط برخی اعضای جاد بوشهر  | 

به گزارش خبر گزارس فارس :

ميشل عون:

ملت ايران تحت رهبري حكيمانه رهبر معظم به دستاوردهاي بزرگي دست يافت

 رئيس حزب مسيحيان جريان ملي آزاد و رئيس فراكسيون "اصلاح و تغيير" در پارلمان لبنان گفت: ملت ايران تحت رهبري و زعامت حكيمانه مقام معظم رهبري با مقاومت و پايداري خود به دستاوردهاي بزرگي دست يافته است و هم‌اكنون فصل ميوه چيني ايراني‌هاست.

به گزارش فارس، "ميشل عون" كه براي ديدار با مقامات و مسئولان ايراني در سفر يك هفته‌اي به ايران سفر كرده ديشب در گفت‌وگويي ويژه خبري شبكه دوم سيما حاضر شد و به سوالات مختلف خبرنگاران اين شبكه پاسخ گفت:
عون در گفتگوي ويژه خبري شبكه دوم سيما اظهار داشت: ملت ايران تحت رهبري حكيمانه مقام معظم رهبري با مقاومت و پايداري خود به دستاوردهاي بزرگي دست يافته است و اميدوارم قدرت و صلابت خود را در سايه وحدت حفظ كند.
وي افزود: ملت ايران پس از گذراندن سختيها و محاصره‌هاي اقتصادي فراوان هم اكنون به فصل ميوه چيني رسيده است.
ميشل عون با اشاره به سفر اخيرش به ايران گفت: آمدن من به ايران در پي دعوت رسمي مسئولان جمهوري اسلامي بوده و در ادامه ارتباط هاي دوجانبه اين دو كشور است.
ميشل عون درباره روابط ايران و لبنان گفت: تبليغات غربي‌ها و به ويژه جنجال‌ها و تبليغات آمريكايي‌ها نقش بسيار خبيثانه‌اي را درباره روابط لبنان با ايران ايفا كرده است و آنان سعي داشتند حقايق جمهوري اسلامي ايران را وارونه جلوه دهند و ما امروز مي‌بينيم چه بسا كشورهاي غربي و مردم اين كشورها به اين نتيجه رسيده‌اند كه ايران امروز تجربه خوبي را در مورد حكومت دمكراسي دنبال مي‌كند و امروزه بسياري از شهروندان اروپايي و حتي آمريكايي‌ها طبيعت زندگي ايرانيان را از نزديك لمس مي‌كنند و حتي رشك و حسادت به زندگي ايراني‌ها دارند و بسياري از مفاهيم متحول شده است و حتي مسيحيان لبنان نگاه بسيار مثبتي به ايران دارند و ايران جاي خود را در منطقه و جهان باز كرده است.
وي درباره چهار ديپلمات ربوده شده ايران در لبنان نيز گفت: اين موضوع همچنان به عنوان يك معما در لبنان هست بنابراين در لبنان همه مي‌دانند كه اين موضوع به كجا انجاميده و به كجا كشيده شده و ما در واقع اين موضوع را به عنوان موضوع روز پيگيري و فكر مي‌كنيم اينها همچنان زنده هستند و اميدواريم در آينده اطلاعات تكميلي بيشتري درباره اين افراد داشته باشيم.
وي در بخش ديگري از اين مصاحبه با تقدير از مقاومت حزب الله لبنان و سيد حسن نصرالله دبيركل حزب الله لبنان گفت: سيدحسن نصرالله رهبري صادق، صريح و قاطع است و عملكرد او اين را به همه نشان داده است.
رئيس جريان ملي آزاد لبنان افزود: برخي از گروه‌هاي تفرقه‌افكن اين شايعه را بوجود آورده بودند كه حزب الله لبنان درصدد ايجاد حكومتي به سبك ايران است اما مشاركت همه جانبه اين حزب در بازسازي لبنان نشان داد كه آنها فقط براي ملت لبنان به مبارزه با صهيونيست‌ها پرداختند.
ميشل عون تصريح كرد: ملت لبنان به مردان بزرگي همچون سيدحسن نصرالله نيازمند است زيرا او نشان داد كه منافع ملي را بر همه چيز ارجحيت مي‌دهد.
وي افزود: صهيونيست‌ها بر اين باورند كه فعاليت‌هاي حزب الله لبنان به صورت فراملي و جهاني است و بر همين اساس با حجم عظيمي از رسانه‌هاي خود بر ضد اين حزب اقدام كرده‌اند.
رهبر حزب مسيحيان جريان ملي آزاد لبنان گفت: مقاومت حزب‌الله با آمادگي كه از نظر رواني و نظامي در جنگ 33 روزه داشت،توانست بر رژيم صهيونيستي كه از امكانات و سلاح‌هاي پيشرفته‌اي برخوردار است در سايه همدلي و وحدت مردم لبنان پيروز شود.
رهبر حزب مسيحيان جريان ملي آزاد لبنان گفت:نتايج جنگ 33روزه لبنان شكست رواني و نظامي سختي بر رژيم صهيونيستي وارد كرد به گونه‌اي كه هرگز جرأت تهاجم زميني به اين كشور را نداشته باشد.
ميشل عون افزود: من فكر نمي‌كنم رژيم صهيونيستي بار ديگر از زمين به لبنان حمله كند اما احتمال تهاجم هوايي و بمباران موشكي و توپخانه اي وجود دارد.
وي تصريح كرد: ما همواره احساس خطر را از جانب رژيم صهيونيستي داريم اما مطمئنم كه اين رژيم جرأت اشغال حتي يك وجب از خاك لبنان را ندارد زيرا هيبت و قدرت رژيم صهيونيستي در جنگ 33 روزه شكسته شد.
ميشل عون افزود: در واقع اين پديده طبيعي است كه پس از جنگ 33 روزه بر رژيم صهيونيستي حاكم شده است زيرا آنها هرگز تصور نمي كردند كه چنين وضعي براي آنها به وجود بيايد و با شكستي مفتضحانه مواجه شوند.
وي با بيان اينكه مسيحيان و حزب‌الله، يد واحده عليه صهيونيست‌ها شده‌اند درباره نگاه جريان مسيحي لبنان به مقاومت حزب الله گفت: شكي نيست كه در ابتدا نگاه سياسي مسيحي سنتي، مبتني بر نگراني و گاه ترس بود اما به تدريج به اين ديدگاه رسيديم كه حزب‌الله يك نيروي مقاومت ملي است كه براي دفاع از تمام گروه‌هاي لبنان از جمله مسيحيان تلاش مي‌كند ،بنابر اين نگراني‌هاي گروه هاي مسيحي با ايستادگي اين گروه در برابر ددمنشي هاي صهيونيسم كمكم برطرف شد.
ميشل عون با اشاره به اينكه نتايج خوب جنگ 33 روزه حسادت بسياري را در منطقه برانگيخت ، افزود:اين جنگ بيشتر احزاب سياسي را متفق القول كرد و آنها راه وحدت را طي كردند و اين راه ادامه مي يابد.
رهبر حزب مسيحيان جريان ملي آزاد لبنان گفت: ملت لبنان با وحدت و يكدلي توانستند بر صهيونيست‌ها پيروز شوند و براي ساختن لبناني بزرگ به اين راه ادامه خواهند داد.
عون افزود:مردم لبنان مراحل سختي را پشت سر گذاشته‌اند كه از جمله آنها جنگ داخلي 17ساله و جنگ هاي متعدد با رژيم صهيونيستي بوده كه از آنها ملتي استوار ساخته است.
وي تصريح كرد: من به عنوان نماينده يكي از گروه‌هاي مخالف با دولت كنوني لبنان با ديگر احزاب معارض به اتحاد و وفاق رسيده‌ايم تا در انتخابات پارلماني كشورمان مجلسي قدرتمند در جهت آرمانهاي ملي لبنان تشكيل دهيم.
ميشل عون درباره اجلاس دوحه گفت: اين اجلاس نمي تواند تمامي مشكلات لبنان را حل كند بلكه آغازي براي حركتي گسترده بود و حل تمام مشكلات لبنان زماني ميسر مي‌شود كه انتخابات پارلماني در اين كشور برگزار شود.
وي درباره انتخابات لبنان افزود: كاملا روشن است يك اكثريت و اقليتي در انتخابات خواهد بود و اكثريت در انتخابات تصميم گيرنده است.
ميشل عون خاطرنشان كرد، لبنان نيازمند انتخابات پارلماني سالم است تا نمايندگان ملت را به پارلمان بفرستد و ما به عنوان نيروهاي معارض و مخالف اكثريت را بر عهده داريم و سياست خارجي امروز با گذشته تفاوت اساسي دارد.
وي تصريح كرد، بنابراين اين مجلس است كه تحولات و جهت‌گيري اصولي لبنان را مشخص خواهد كرد و برنامه كاملي در دست داريم كه همه ابعاد ان تصويب شده و امنيت لبنان از مهمترين آنهاست.
عون گفت: بايد بازنگري در مدت زمان نمايندگي داشته باشيم همچنين زيربناي اقتصاد كشور را تقويت كنيم و بايد مسايل خاصي را كه در كشور حاكم است حل كنيم.
رهبر حزب مسيحيان جريان ملي آزاد لبنان درباره تهديدات نيز گفت: بايد بر اساس دموكراسي،اكثريت مسئوليت را بپذيرد و اقليت نيز به نظر اكثريت احترام بگذارد ،بنابر اين مهمترين چالش پيش رو برگزاري يك انتخابات آزاد و مستقل به منظور احترام به حاكميت قانون در سراسر لبنان است.
وي با بيان اينكه حاكميت بايد با مقبوليت اكثريت مشروعيت داشته باشد خواهان بررسي و تجديد نظر در قوانين لبنان شد.
رهبر حزب مسيحيان جريان ملي آزاد لبنان گفت: در آينده‌اي نزديك ساختار سياسي لبنان در دست اكثريت قرار خواهد گرفت.
به گزارش فارس، ميشل عون در ادامه گفتگوي ويژه خبري شبكه دوم سيما افزود: ما مي خواهيم نظام دموكراسي در كشور حكمفرما شود و اقليت به اكثريت احترام بگذارد تا اصلاحات در كشور انجام شود.
وي تصريح كرد: احزاب مخالف نيز حق حيات و فعاليت دارند اما براي استقرار دموكراسي در كشور همه بايد به دولت و مجلس احترام بگذارند.
ميشل عون با بيان اينكه نفوذ آمريكا پس از جنگ 33 روزه در لبنان به مراتب كاهش يافته است ، افزود: پس از جنگ، ما شاهد فشارهاي شديد آمريكا بر ملت و گروههاي سياسي لبنان بوديم اما هم اكنون اين فشارها در سايه اتحاد ملت لبنان كمتر شده است.
رئيس جمهور سابق لبنان با اشاره به ترور‌ها و انفجارهاي اخير در اين كشور گفت: گروههاي مزدوري از جانب صهيونيستها در كشورمان شيطنت مي‌كنند و دست به ترور و ايجاد وحشت در ميان مردم لبنان مي‌زنند كه اين حركت‌ها نشان از تحركات دشمنانه بين‌المللي است.
وي با اشاره به مداخله آمريكا در امور داخلي كشورها گفت: آمريكا با سوء استفاده از قدرت خود در شصت سال گذشته به حمايت از رژيم صهيونيستي پرداخته و در كشورهاي منطقه اعمال نفوذ كرده است اما با بيداري ملتها و اضمحلال پايه‌هاي اقتصادي آمريكا اين مسئله رو به كمرنگ شدن است و آمريكا مانند گذشته قادر به حمايت از رژيم صهيونيستي نخواهد بود.
وي خاطرنشان كرد، آمريكائيها در ماههاي اخير بويژه يك سال گذشته به صخره‌هاي محكم و پولادي نيروهاي مقاومت و ايستادگي ملتها برخورد كرده‌اند بنا بر اين سلطه آمريكا رو به اضمحلال است زيرا دچار مشكلات مالي و اقتصادي بسيار مخوف و بزرگي شده است.
ميشل عون گفت: پايه‌هاي حكومت ليبراليسم آمريكا و جهان غرب به لرزه در آمده است بنا بر اين امروزه نمي‌تواند مانند گذشته بر ضد كشورها عمل كند و طي 60 سال گذشته به روند حمايت خود از رژيم صهيونيستي ادامه دهد و چشمش به امور ملت فلسطين ، لبنان و ساير كشورهاي منطقه باز شود.
وي تصريح كرد:آمريكا مجبور است به ديدگاههاي ملت خاورميانه احترام بگذارد و راه اصلاحات را در پيش گيرد تا به حيات خود ادامه دهد.
ميشل عون افزود: با آنكه كشور لبنان از مساحت و جمعيت كوچكي برخوردار است اما از جايگاه سياسي ، علمي و فرهنگي ويژه‌اي در منطقه و جهان برخوردار است.
وي گفت: اگر به ثقل و جايگاه حركت بخش لبنان نگاه كنيم ، مشاهده خواهيم كرد كه اين كشور جايگاهي بين المللي يافته است و تأثير فرهنگي و ملي آن در منطقه و جهان به وضوح مشاهده مي‌شود.
رهبر حزب مسيحيان جريان ملي آزاد لبنان گفت: امروزه اين لبنان كوچك در سطح اخبار جهان مطرح است و معتقدم تغييراتي كه در ساختار سياسي لبنان ايجاد خواهد شد، تحولات بزرگي را در سطح منطقه و جهان ايجاد خواهد كرد.
وي با بيان اينكه ملت لبنان از سياست هاي آمريكا رنج فراوان برده است، افزود: سياست آمريكا همانند گذشته استيلا بر لبنان بود، ولي با خيزش امروز خاورميانه كه از جنگ 33 روزه لبنان آغاز شد، تحول بزرگي ايجاد شد كه اروپا نيز مواضعش را تغيير داده است.
ميشل عون با بيان اينكه كشورهاي اروپايي منافع مختلفي را در لبنان پي‌گيري مي كنند،تصريح كرد: متناسب با اين منافع و سياست‌هاي تاريخي گذشته ،فرانسه به عنوان كشور مدير سياست‌هاي اروپا در قبال منطقه و لبنان عمل مي‌كند كه اين رويكرد در اظهار نظرهاي ديپلماتيك به وضوح قابل تشخيص است.
وي افزود: لبنان به عنوان يك كشور حوزه مديترانه هيچ مانعي با كشورهاي اروپايي ندارد و روابط كشورهاي اين حوزه بسيار عميق است.
ميشل عون خاطرنشان كرد: دخالت هاي آمريكا در امور لبنان هر چند مورد پذيرش برخي گروه‌هاي اقليت است اما اكنون سياست حاكم بر لبنان با سياست هاي آمريكا تفاوت اساسي دارد.
رهبر حزب مسيحيان جريان ملي آزاد لبنان افزود:امروز گروه‌هاي سياسي لبنان حق ندارند با آمريكايي‌ها مذاكره كنند و بايد مسئوليت هاي خود را درك كنند و بپذيرند.
وي با بيان اينكه انتخابات در لبنان فصل الخطاب اين گونه تحركات است، گفت: ملت لبنان از سياست‌هاي آمريكا رنج هاي فراواني متحمل شده است كه تنها مربوط به دهه اخير نيست بلكه در دهه 70 نيز آمريكا براي كشورمان مشكلات فراواني ايجاد كرد كه نزديك بود لبنان را به جهنم ببرد.
ميشل عون افزود:دخالت رژيم صهيونيستي در لبنان در سال 1982 كه تا مرزهاي پايتخت رسيد، جنگ‌ها و درگيريهاي مختلفي به وجود آورد و ملت لبنان را فولاد آبديده كرد و حزب‌الله از بطن اين تحولات شكل گرفت و نيروي مقاومت سر برآورد.
وي با اشاره به يكساني سياست‌هاي آمريكا از گذشته تا حال ،گفت: هر جا اسرائيل با هر كشوري اختلاف داشته باشد آمريكا در كنار رژيم صهيونيستي است.
ميشل عون با بيان اينكه امروز صحنه تحولات و سياست ها براي ملت‌ها روشن شده است، افزود:در سطح منطقه و بين المللي به طور كلي مخالف سياست هاي استعماري هستيم.
رئيس جمهور سابق لبنان درباره كمك 63 ميليون دلاري امريكا به ارتش لبنان گفت: اين كمك ها بسيار اندك بوده است و امنيت كشور لبنان در برابر تهاجمات خارجي را تأمين نمي كند.
وي خاطرنشان كرد: نفوذ آمريكا در كشورهاي خاورميانه از جمله لبنان بر كسي پوشيده نيست و همه گروههاي سياسي لبنان كمك‌هاي اهدائي آمريكا را افتخاري براي خود نمي دانند زيرا از نيات پليد اين ابرقدرت آگاه هستند و مي‌دانند كه رژيم صهيونيستي به عنوان دشمن درجه يك ملت لبنان از حمايت‌هاي ويژه آمريكا برخوردار است.
ميشل عون در باره هدف رژيم صهيونيستي از حمله به لبنان گفت: اين رژيم نه تنها به لبنان بلكه به كشورهايي كه فلسطينيان مهاجر را در خود جاي داده اند همواره فشار آورده است تا بتواند از بازگشت مردم فلسطين به سرزمينهاي اشغالي جلوگيري كند.
وي تصريح كرد: رژيم صهيونيستي وجود فلسطينيان در سرزمينهاي اشغالي را همواره براي خود خطري بزرگ مي‌داند بنا براين همه تلاش خود را براي راندن آنها به كشورهاي منطقه انجام مي دهد.
رهبر حزب مسيحيان جريان ملي آزاد لبنان درباره دخالت برخي كشورهاي عربي در امور داخلي لبنان افزود: كشورهايي همچون قطر تلاشهاي مثبتي در جهت آرام ساختن اوضاع لبنان داشته‌اند كه برگزاري كنفرانس دوحه در اين كشور براي ايجاد امنيت و خارج كردن لبنان از بن بست سياسي از جمله اين حركتها ست.
وي گفت: بنا براين بندهايي در موافقتنامه دوحه ايجاد شده كه شامل رياست جمهوري در لبنان است اما اين كه دولت وحدت ملي در آينده چگونه بر سر كار بيايد از مسائلي است كه قانون انتخابات آينده لبنان تعيين كننده خواهد بود.
ميشل عون در پاسخ به سؤالي درباره دخالت برخي كشورهاي عربي در حوزه لبنان گفت: طبيعت درگيري و منازعه و مخصوصاً طبيعت جنگ فلسطيني‌ها و اسرائيلي‌ها باعث شده است تا اين دخالت‌ها به گونه اي ديگر تفسير شود به ويژه دخالت برخي كشورهاي كوچك عربي.
وي افزود: برخي از كشورهاي بزرگ عربي تلاش مي كنند براي حل اين منازعات راه حلي ارائه كنند و مي‌بينيم تا كنون موفق نبودند و نتوانسته‌اند كه اين هيمنه را داشته باشند بنابراين اين گونه كشورها سعي مي كنند جا پايي براي خودشان در لبنان پيدا كننداز جمله اين كشورها لبنان است كه در مركز دخالت هاي اين هاست.
وي گفت: هيچ گونه سياست فعال امروزه از سوي اين كشورهاي عربي حاكم نيست و اين خود لبنان است كه مي خواهد خروج مستعدانه از اوضاع خود داشته باشد.
ميشل عون در پاسخ به سوالي درباره حضور خود در انتخابات رياست جمهوري لبنان گفت: ما يك رئيس جمهور انتخاب كرديم كه در سال نخست كار خودش است و انديشه‌اي نداريم كه بياييم و رئيس جمهور شويم و در انديشه آرامش و دنبال سياست‌هاي پويايي هستيم كه شكوفايي را براي لبنان در آينده به ارمغان آورد و در پي اقتصادي پويا در لبنانيم تا بتوانيم وام‌هايي را كه گرفته‌ايم در آينده پرداخت كنيم.
وي درباره گروه 8 مارس گفت: اين مجموعه نمي‌تواند اصلاحات را انجام دهد و در صحنة لبنان اصلاحاتي ايجاد كند ولي ما امروز اكثريت را در لبنان داريم بنابراين نمي توانيم در حال حاضر اقدامي انجام دهيم.
عون افزود: در وزارتخانه‌هايي كه در اختيار داريم برنامه‌هاي خود را از اين وزارتخانه ها و وزراي خودمان دنبال مي‌كنيم و امروز بار مشكلات را به دوش مي‌كشيم و شرايطي كه ملت لبنان امروز با آن روبروست با امكاناتي كه داريم، راهگشاي ملت لبنان هستيم.
وي درباره تبادل اسرا گفت: من فكر نمي‌كنم ما اسراي ديگري از لبناني‌ها در زندان‌هاي اسرائيل داشته باشيم ولي تعدادي اسراي عرب در زندان‌هاي اسرائيل وجود دارد ولي من نمي‌دانم و اطلاعي ندارم كه آيا توافقي بين اسرائيلي‌ها و فلسطيني‌ها در اين باره وجود دارد يا نه. ما مي بينيم شهدايي داريم كه براي سرزمين فلسطين به شهادت رسيده‌اند ممكن است توافقي در مورد تبادل اجساد اين شهدا باشد.
ميشل عون در بخش ديگري از اين مصاحبه به سابقه فعاليت سياسي خود اشاره كرد و با بيان اينكه 73 سال از عمر خود را گذرانده است، افزود: 3 دختر و 8 نوه دارم و بر خلاف ميل باطني خود از سال 1988 ميلادي به عنوان رئيس جمهور دولت انتقالي لبنان وارد صحنه سياست شدم.
وي با قدرداني از همسر و خانواده خود افزود: همسر و خانواده‌ام همواره در طول زندگي‌ام در صحنه‌هاي نظامي و سياسي كه به سختي درگير آنها بودم مرا ياري كرده‌اند.

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 14:36  توسط برخی اعضای جاد بوشهر  | 
به قلم دکتر رضا صداقت از سایت تابناک :

ناديده گرفتن نيروي انساني در ايران

منابع انساني از مهمترين منابع هر سازماني هستند كه سرمايه‌گذاري روي آنها، بيشترين بهره را عايد آن سازمان مي‌كند. اهميت منابع انساني در سازمان‌هاي پيچيده‌تر با وظايف گوناگون، بيشتر از سازمان‌هاي كوچك با وظايف جزيي‌تر است. فرضيه يك كار تحقيقاتي روي يك سازمان با بهره‌وري بسيار كم كاركنان اين بوده است كه وجود نور كم در محل كار افراد در يك سازمان، سبب بهره‌وري كم آنها شده است. با زياد شدن تعداد پنجره‌‌ها، بهره‌وري افزايش يافت. پس از مدتي پنجره‌‌هاي باز شده را يكي يكي بستند، ولي اين بار هيچ كاهشي در بهره‌وري بوجود نيامد. براي همين، نتيجه نهايي كار تحقيقاتي اين بود كه توجه به مشكلات افراد و توجه مديران سازمان براي حل آن، عامل اصلي افزايش بهره‌وري بوده و نه افزايش نور از طريق باز كردن پنجره‌‌هاي بيشتر. بنابراين، توجه به عوامل انگيزشي كاركنان در ارتقاي بهره‌وري عامل اساسي است و اين باعث رضايتمندي و در نتيجه، بهره‌وري بيشتركاركنان مي‌شود.

ايران در ميان نوزده كشور عضو APO، به لحاظ سطح بهره‌وري در جايگاه هجدهم است و مي‌توان اين گونه برداشت كرد كه در كشور ما، به افزايش بهره‌وري در سازمان‌ها بسيار كم توجه شده است. جاي اين پرسش هست كه آيا در كشور ما مشكل بهره‌وري پايين، كاركنان، مديران سازمان‌ها، و يا سيستم اداري است كه مجموعه عوامل درون و برون سازماني را شامل مي‌شود؟

در پاسخ به اين پرسش مي‌توان گفت كه از مهمترين عوامل در درجه اول ناكارامدي سيستم اداري و در درجه بعدي نحوه مديريت مديران سازمانها هستند. دليل آن هم اين است كه وقتي افراد از يك سازمان با بهره‌وري كم به سازمان‌هايي پويا با مديريت انگيزشي مي‌روند، در كار خود مي‌درخشند و كارهاي بزرگي را انجام مي‌دهند.

انسان داراي ابعاد شخصيتي است و براي همين، كاركنان بايد از جنبه‌‌هاي گوناگون مورد عنايت مديران قرار گيرند. توجه به مسائل روحي و رواني افراد، احترام به كاركنان، توجه به قابليت‌هاي آنها و تلاش در استفاده از آن، استفاده بموقع از ابزار تشويق كاركنان و... بسيار مهم است.

تحقيقات انجام شده نشان مي‌دهد كه ايجاد يك محيط كاري شاداب براي كاركنان نيز بسيار مهم است و نتايج به دست آمده، حاكي از ارتباط شادي و خردورزي افراد بوده است. توجه به آموزش مداوم و هميشگي كاركنان و آموزش‌هاي مديريتي براي مديران در سازمان‌ها نيز بسيار مهم است. تحقيقات نشان مي‌دهد كه يك دلار سرمايه‌گذاري در آموزش، مي‌تواند گاه تا 22 دلار ارزش ايجاد كند كه البته نقش آموزش‌هاي مهارتي وكاربردي در اين زمينه برجسته‌تر است.
متأسفانه در كشور ما، كمتر در امر آموزش كاركنان و مديران سرمايه‌گذاري مي‌شود و هر گاه كه بحث صرفه جويي پيش مي‌آيد، هزينه‌‌هاي آموزشي، از جمله نخستين مواردي هستند كه قرباني مي‌شوند و اين خود، عامل مهمي است كه نتيجه آن، پايين بودن بهره‌وري سازمان‌ها را به دنبال داشته است.

اصولا در مديريت مالي نظام‌‌هاي آموزشي و تحقيقاتي در كشور ما، سهم بسيار ناچيزي از توليد ناخالص داخلي به اين امر اختصاص داده مي‌شود. اما مهمتر آن كه همين سهم كم هم صرف امورات غير آموزشي و تحقيقاتي مي‌شود. رقم‌‌هايي از بودجه‌‌هاي تحقيقاتي كه براي انجام طرح‌‌هاي تحقيقاتي و يا امورات آموزشي باقي مي‌ماند به گونه‌اي است كه به هيچ وجه، امكان اجراي درست اين‌گونه كارها را ميسر نمي‌سازد.

بحث ديگري كه در اين باره مهم است، لزوم توجه به مديريت استعدادها توسط مديران ارشد سازمان است. هرچند بحث مديريت استعدادها را بايد از همان اوان كودكي آغاز نمود و در دوران تحصيلات مقدماتي و راهنمايي مورد توجه قرار داد، ولي جاي هيچ شكي نيست كه افراد پس از پايان تحصيلات و ورود به سازمان‌هاي كاري، بايد بار ديگر از اين نظر مورد توجه قرار گيرند، به گونه‌اي كه افراد متناسب با استعداد كاري و مديريتي خود در بخش‌هايي از سازمانها به كار مشغول شوند كه بازدهي بيشتري داشته باشند.

لزوم توجه به مديرپروري در كشور ما بحث جدي است كه كمتر به آن توجه مي‌شود. لزوم طراحي و به‌كارگيري بانك اطلاعاتي از افراد و پتانسيل‌هاي آنان، در اين زمينه حايز اهميت است. افراد معمولا بدون توجه به استعدادها و توان مديريتي خود، صرفا با توجه به علايق گروهي و سياسي و يا روابط خانوادگي، در جاهايي مشغول مي‌شوند كه به لحاظ توان علمي و مديريتي، توان اداره آن سازمان را ندارند.

و نتيجه آن، بهره‌وري پايين سازمان است. نتيجه چنين انتخابي، تشكيل يك سازمان افسرده با مجموعه اي از افراد بي‌انگيزه خواهد بود. نتيجه نهايي همه اينها، هدر رفتن منابع انساني و حتي منابع مالي و سرمايه اي است كه انتظار مي‌رود با يك مديريت كارآمد، سبب شكوفايي و رشد و توسعه كشور شود. در كشورهاي پيشرفته معمولا از مدل‌هاي شايستگي براي انتخاب مديران استفاده مي‌شود، به اين صورت كه پس از طراحي اين مدلها، يك سازمان مجازي را شكل داده و رفتار افراد را در آن سازمان مجازي مورد بررسي قرار مي‌دهند. سپس افراد را بر پايه نوع رفتار بروز داده شده امتياز مي‌دهند تا اين كه فردي را براي تصدي يك شغل مديريتي معرفي نمايند. كمترين كاري كه مي‌توان انجام داد، اين است كه براي سپردن يك جايگاه مديريتي، نخست از آزمون‌هاي مديريتي و مهارتي استفاده نمود و در كنار آن، افراد برگزيده در آزمون‌‌ها را با برگزاري دوره‌‌هاي مديريتي آموزش داد.
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 14:29  توسط برخی اعضای جاد بوشهر  | 

به گزارش خبر گزاری فارس:

 يك انديشمند برجسته جهان كه در گذشته ليبرال دموكراسي را پايان تاريخ مي دانست در مقاله‌اي با اشاره به بحران مالي بي‌سابقه در آمريكا، اين كشور و نظام سرمايه داري را را در حال فروپاشي دانست.

به گزارش فارس، "فرانسيس فوكوياما" در مقاله خود در هفته‌نامه "نيوزويك" نوشت: علاوه بر برخي از شركت‌هاي مطرح آمريكايي تفكر خاص سرمايه‌داري نيز از هم فروپاشيد.
فوكوياما در ادامه مي‌نويسد: انفجار از داخل بانك‌هاي سرمايه آمريكا، ناپديد شدن بيش از يك تريليون دلار در بازار سهام در يك روز نشان از سقوط سرمايه‌داري آمريكا دارد.
اين انديشمند ژاپني‌الاصل همچنين مي‌افزايد: اين هزينه 700 ميليون دلاري كه بر دوش ماليات‌دهندگان تحميل شده است و ميزان شكست كه در وال‌استريت به وقوع پيوسته مي‌تواند بسيار بزرگتر از آنچه هست باشد.
وي مي‌افزايد: ايده‌ها يكي از مهم‌ترين موارد صادراتي ما هستند و دو ايده اساسي آمريكايي بر تفكر جهاني از اوايل دهه 80 ميلادي يعني هنگامي كه "رونالد ريگان" به عنوان رئيس جمهوري آمريكا انتخاب شد، تسلط دارد.
اولين ايده، نگاه خاص سرمايه‌داري است كه مدعي ماليات‌هاي پايين، قوانين سبك، متوقف شدن حمايت دولت موتور رشد اقتصادي خواهد بود.
بر اساس نظر فوكوياما، اين ايده دوران ريگان روشي را كه بيش از يك قرن به سمت دولت بزرگتر در حال گسترش بود، متوقف كرد. كاهش كنترل دولت نه تنها در آمريكا بلكه در سراسر جهان به برنامه روزانه تبديل شد.

-"دموكراسي" اسم رمزي براي مداخله نظامي و تغيير حكومت است

فوكوياما در ادامه در نيوزويك مي‌نويسد: ايده بزرگ دوم همان موضوع آمريكا به عنوان ارتقا دهنده ليبرال دموكراسي در كل جهان بود كه به عنوان بهترين راه براي كسب شكوفايي بيشتر و آغاز يك نظم بين‌المللي بود. قدرت و نفوذ آمريكا نه تنها بر تانك‌ها و دلارهاي ما مبتني بلكه بر اين حقيقت تكيه دارد كه اكثر مردم شكل آمريكايي حكومت خودراي را جذاب يافته و خواستار بازسازي جوامع خود همراستا با اين مشي بودند.
اين همان چيزي است كه "جوزف ناي" دانشمند سياسي آن را "قدرت نرم" نام داد.
فوكوياما در ادامه مقاله خود مي‌افزايد: فكر كردن به اين دشوار است كه اعتبار اين شخصيت‌هاي آمريكايي تمام شده است. بين سال 2002 و 2007 در حالي كه جهان در حال لذت بردن از دوره بي‌نظير رشد اقتصادي بود، ناديده گرفتن نظرات برخي جامعه‌شناسان اروپايي و آمريكاي لاتين كه از مدل اقتصادي آمريكا به عنوان "سرمايه‌داري گاوچراني" انتقاد مي‌كردند، ساده بود. اما اكنون موتور آن رشد اقتصادي يعني اقتصاد آمريكا از مسير خارج شده است و كشاندن مابقي جهان را به دنبال خود به قعر را تهديد مي‌كند. بدتر از همه، مقصر خود مدل اروپايي است: بر اساس شعار كنترل كمتر دولت، واشنگتن بر تنظيم كافي بخش مالي شكست خورد و اجازه داد تا آسيب عظيمي را به بقيه جامعه خود بزند.
اين متفكر آمريكايي ژاپني‌الاصل در ادامه نوشت: دموكراسي حتي پيش از اين از بين رفت. هنگامي كه ثابت شد صدام حسين سلاح كشتار جمعي ندارد، دولت "جرج بوش" رئيس جمهوري آمريكا به دنبال توجيه جنگ عراق بود.
وي مي‌خواست تهاجم به عراق را با يك "دستور كار آزادي" وسيعتر مرتبط كرد و بنابراين ناگهان به فكر ارتقاي دموكراسي به عنوان يك سلاح بزرگ در جنگ عليه تروريسم افتاد.
به عقيده فوكوياما، از نظر بسياري از مردم دنيا، لفاظي‌هاي آمريكا درباره دموكراسي بيشتر شبيه بهانه‌اي براي افزايش سلطه آمريكاست.
"فرانسيس فوكوياما" در ادامه در هفته‌نامه آمريكايي "نيوزويك" نوشت: گزينه‌اي كه اكنون پيش روي ماست بسيار فراتر از كمك تجاري [700 ميليون دلاري] است يا رقابت انتخاباتي است.
شيوه آمريكايي در زماني آزمايش شد كه ديگر مدل‌ها كه چيني يا روسي بود، به نظر بيشتر و بيشتر جذاب به نظر مي‌رسيدند. با احياي نام خوبمان و احياي شيوه خودمان در قالب‌هاي گوناگوني چالشي بزرگ براي ثبات بخش مالي به حساب مي‌آيد. "باراك اوباما" نامزد دموكرات انتخابات رياست جمهوري آمريكا و "جان مك‌كين" توانمندي‌هاي متفاوتي را براي اين وظيفه به كار خواهند بست. اما براي هر كدام راهي دشوار است كه سال‌ها بر سال آن جدال بوده است و ما نمي‌توانيم آغاز كنيم تا زمانيكه كاملا متوجه شويم كه چه چيزي اشتباه بوده است، كدام بخش از ابعاد اين مدل آمريكايي غلط بوده كه ضعيف اجرا شده است و كدام بخش بايد كنار گذاشته شود.
فوكوياما در ادامه مي‌افزايد: بسياري از مفسران اشاره‌ كرده‌اند كه ركود اقتصادي وال‌استريت نشانگر پايان دوران ريگان است. در اين حيطه، آنها بدون ترديد درست فكر مي‌كنند حتي اگر به در انتخابات رياست جمهوري ماه نوامبر آمريكا پيروز شود. ايده‌هاي بزرگ در متن يك دوره تاريخي خاص متولد مي‌شوند. هنگاميكه اين متن به طور اساسي تغيير مي‌يابد، تعداد اندكي زنده‌ مي‌مانند كه به همين دليل سياستمداران علاقه دارند تا از چپ به راست تغيير موضع دهند و به تسلسل نسل بازگردند.
ريگان گرايي [تمايل به سياست‌هاي ريگان] (يا در شكل انگليسي آن، تاچر گرايي) براي زمان خود مناسب بود. از زمان "قرارداد جديد فرانكلين روزولت" رئيس جمهوري آمريكا در دهه 30 ميلادي، دولت‌ها در سراسر جهان تنها بزرگتر و بزرگتر شده بودند. تا دهه 70 ميلادي دولت‌ها و اقتصادهاي ثروتمند بزرگ بوسيله نوار قرمزي كه به شكل زيادي ثابت شد غير كاربردي است، خفه شدند.
اگر به آن زمان بازگرديم مي‌بينيم كه تلفن‌ها گران بودند و دستيابي به آن دشوار بود، مسافرت هوايي لذت طبقه ثروتمند بود و اكثر مردم پس‌اندازه‌هاي خود را در در بانك‌ها ذخيره مي‌كردند كه نرخ سود پايين و تنظمي شده‌اي داشت.
برنامه‌هايي مانند "كمك به خانواده‌ها با كودكان وابسته" عامل بازدارنده‌اي براي خانواده‌هاي فقير براي كار و متاهل ماندن به وجود آورد و در نتيجه خانواده‌هايي از هم پاشيده شد. انقلاب ريگان-تاچر استخدام و اخراج كارگران را آسانتر كرد و به دليل كوچك شدن و ورشكستگي صنايع سنتي باعث درد و رنج فراواني شد. اما اين امر همچنين باعث زيرساختي براي تقريبا سه دهه رشد و ظهور بخش‌هاي جديدي مانند فناوري اطلاعات و بيوتكنولوژي شد.
فوكوياما در ادامه نوشت: از لحاظ بين‌المللي انقلاب ريگان به "اجماع واشنگتن" ترجمه شد كه بر اساس آن واشنگتن و موسسات تحت نفوذ آن مانند صندوق بين‌المللي پول و بانك جهاني، كشورهاي در حال توسعه را به آزاد گذاردن اقتصاد آنها ترغيب مي‌كرد.
درحاليكه "اجماع واشنگتن" به طور معمول توسط مردم‌گراهايي مانند "هوگو چاوز" رئيس جمهوري ونزوئلا مورد انتقاد قرار مي‌گرفت، اما از سوي ديگر با موفقيت، درد بحران بدهي آمريكاي لاتين در دهه 80 ميلادي را تسكين مي‌بخشيد و اين همان زماني بود كه تورم بيش از حد كشورهايي مانند آرژانتين و برزيل را فلج كرده بود. سياست‌هاي بازار دوستانه مشابهي نيز همان‌هايي هستند كه چين و هند را به قدرت‌هاي اقتصادي كه اكنون هستند، تبديل كرد.
و در صورتيكه كسي به مدرك بيشتر نياز دارد، مي‌تواند به مثال‌‌هاي بزرگترين دولت دنيا يعني جمهوري شوروي سابق و ديگر كشورهاي كمونيست كه اقتصاد آنها به صورت مركزي طراحي شده بود،‌ نگاهي بيندازد.
تا دهه 70 ميلادي آنها پشت رقباي سرمايه‌داري خود سقوط كرده بودند و انفجار از درون آنها پس از برچيدن ديوار برلين تاييد شد.
اين استاد دانشگاه جان هاپكينز افزود: قدرت از جمهوريخواهان در دوران رياست جمهوري نيكسون و ريگان به رياست جمهوري كلينتون در دهه 90 ميلادي منتقل شدند . مجددا در دوران جرج بوش به جمهوريخواهان بازگشت. آنها به دلايلي فرهنگي مانند مذهب، ميهن پرستي، ارزش‌هاي خانواده و مالكيت اسلحه به جمهوريخواهان راي دادند.
به عقيده فوكوياما ديگر نقطه انتقادي آمريكا شيوه دموكراسي و تمايل آمريكا به حمايت دموكراسي در ديگر كشورهاي جهان است.
مشكل اكنون اين است كه دولت بوش با استفاده از دموكراسي براي توجيه جنگ عراق، به بسياري كشورها اعلام كرد كه "دموكراسي" اسم رمزي براي مداخله نظامي و تغيير حكومت است.

-توانايي آمريكا براي شكل دادن اقتصاد جهاني كاهش خواهد يافت

فوكوياما در ادامه نوشت: آمريكا از لحاظ جهاني از جايگاه سلطه‌اي كه تا كنون آن را اشغال كرده بود، لذت نخواهد برد و چيزي مانند مناقشه گرجستان و روسيه آن را تضعيف كرد.
توانايي آمريكا براي شكل دادن اقتصاد جهاني از طريق بسته‌هاي تجاري و صندوق بين‌المللي پول و تجارت جهاني به مانند منابع نظامي ما كاهش خواهد يافت.
و در بسياري از نقاط جهان، ايده‌هاي آمريكا، نصايح و حتي كمك اين كشور كمتر از زمان حال مورد استقبال قرار خواهد گرفت.
يوشي‌هيرو فرانسيس فوكوياما متولد 27 اكتبر 1952، فيلسوف آمريكايي، متخصص اقتصاد سياسي، رئيس گروه توسعه اقتصادي بين‌المللي دانشگاه جانز هاپكينز و نويسنده كتاب «پايان تاريخ و آخرين انسان» است كه به خاطر نظريه پردازي «پايان تاريخ» مشهور است.
تئوري پايان تاريخ فرانسيس فوكوياما، در سال 1989 مطرح و در سال 1992در كتاب پايان تاريخ و آخرين انسان (The End of History and the Last Man) تشريح شد.
فوكوياما يكي از تئوريسين‌هاي جريان نومحافظه‌كار آمريكاست. وي جزو استراتژيست هاي ارشد بنگاه RAND است كه اين سازمان يك اتاق فكر در حوزه سياست خارجي محسوب مي شود و مربوط به نيروي هوايي آمريكاست.

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 14:18  توسط برخی اعضای جاد بوشهر  | 
به گزارش سایت roozna :

۲۱/۷/۸۷

كروبي‌:
براي تغيير مي آيم


مهدي كروبي ديروز از پشت تريبون رسانه‌ها رسما اعلا‌م كرد كه قدم به عرصه رقابت انتخابات رياست‌جمهوري دهم مي‌گذارد.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 20:37  توسط برخی اعضای جاد بوشهر  | 
هر چند که از سال تحصیلی یک هفته گشته ولی ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه است. امیدواریم در این سال جدید با عنایت خداوند حق تعالی سال پر از موفقیت و کامیابی رو داشته باشید.

نوسینده :سید عبدالله شجاعی 

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 20:26  توسط برخی اعضای جاد بوشهر  | 
کنگره امسال هم با همه خوبی و بدی هایش برگزار شد و اعضای جدید شورای مرکزی اتحادیه با رای اعضای فعال جامعه اسلامی از ۴۵ دفتر دانشگاهی سراسر کشور انتخاب شدند. باید دید که این گروه تازه نفس در برهه حساس شروع دهه چهارم انقلاب که اتفاقا مصادف با انتخابات ریاست جمهوری هم میشود چطور عمل میکنند.

با بعضی از انتخاب شده ها که صحبت می کردم دیدم فکرهای خوبی برای سال آینده دارند اما مسلماً آنها به تنهایی نمی تونند کاری از پیش ببرند و به کمک و همراهی اعضای همه دفاتر نیاز دارند.

براشون آرزوی موفقیت می کنیم بخصوص برا مصطفی دهقانی که از بچه های دفتر خودمونه. 

 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 19:40  توسط برخی اعضای جاد بوشهر  | 

جامعه اسلامي دانشجويان رسما "اتحادیه" شد                    

   مشی جامعه اسلامی دانشجویان در طول دو دهه فعالیت خود در فضای دانشگاه‌ها هیچگاه کمیت محوری و بالابردن تعداد دفاتر خود به قیمت از دست دادن خلوص و کیفیت مجموعه نبوده است.
به فضل الهی و با انجام مراحل قانونی درخواست جامعه اسلامی دانشجویان مبنی بر ثبت حقوقی اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان در جلسۀ اسفندماه هیأت نظارت مرکزی وزارتخانه‌های علوم و بهداشت بررسی گردید و این تشکل حائز شرایط قانونی موردنیاز از قبیل تعداد دفاتر دانشگاهی و اساسنامۀ مورد قبول شناخته شد که اعضای محترم هیأت نظارت وزارتین:حضرت حجت الاسلام و المسلمین محمدیان(رئیس نهاد نمایندگی‌ ولی فقیه در دانشگاهها)،جناب آقای دکتر زاهدی(وزیر علوم تحقیقات و فناوری)،جناب آقای دکتر خرمشاد (معاون فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم)، جناب آقای دکتر لنکرانی(وزیر بهداشت،درمان و آموزش پزشکی)،سرکار خانم دکتر باروتی(معاون فرهنگی وزارت بهداشت)با این مهم موافقت فرمودند و به این ترتیب جامعه اسلامی دانشجویان به عنوان نخستین و تنها تشکل دانشجویی دارای مجوز رسمی اتحادیه به فعالیت خود ادامه می‌دهد.
 این مجوز قانونی می‌تواند به وحدت رویه تشکل و حفظ انسجام تشکیلاتی آن یاری رساند.

 
 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 17:13  توسط برخی اعضای جاد بوشهر  | 

 جامعه اسلامی دانشجویان موضع خود پیرامون مسائل سیاسی در روزهای اخیر، به شرح ذیل اعلام می دارد:
1- پس از انتخاب ملت در دوم خرداد 76 که جریان منتزع از نیازهای مردم پس‌زده شد، انتظار می‌رفت برخی از مدعیان اصولگرایی، این پیام را دریافته که " مردم به جای آقا بالا سر، به دنبال خدمت‌گزارانی‌اند که دنیا و آخرت آنان را توأمان در نظر گیرند". اما  باید گفت برخی احزابی که سال‌ها از عمر‌شان می‌گذرد، هنوز در دوران جنینی یا زوال عقلی بسر برده و بنای فهم واقعیات جامعه را نداشته و گمان می‌برند هر چیز و هر کس را می‌توانند بر مردم تحمیل نموده و مردم نیز کورکورانه سر تسلیم فرود ‌آرند.

2- آن‌چه امروز در رسانه‌ها شاهدیم، مانور جلالت و خودبزرگ انگاری احزاب و جناح‌های سیاسی برای کسب وجهه در انتخابات سال آینده است. غافل از آن‌که مردم دیگر فریب ژست‌های اصول‌گرایانه و ادعای خط امامی بودن آنان را نخواهند خورد. بحرانهای مشروعیت و هویت در برخی از احزاب در کشور ما عمیق تر از آن است که با لمپن‌بازی‌هایی که این روزها در روزنامه‌ها به راه افتاده است، التیام یابد.
3- عملکرد این دولت تا کنون، مایه عزت و شرف ملت ایران در عرصه بین المللی بوده است. در عرصه داخلی نیز، حجم کار و تلاش این دولت، با دولت‌های پیشین قابل مقایسه نیست. انجام سه پروژة ملی (سهمیه‌بندی سوخت، اجرای سیاست‌های اصل 44 و طرح  تحول اقتصادی) که هر یک از آن‌ها جسارت و شجاعت یک دولت را می‌طلبد و بهانه گشودن زبان انتقاد و انتقام مخالفان می‌شود، نشان‌دهنده آن است که بنای این دولت نه عوافریبی و انجام کارهای سطحی، بلکه خدمت‌رسانی و اصلاحات ساختاری و زیربنایی است.
4- احزاب بجای خودتحویل‌گیری‌ها و شرط و شروط گذاشتن برای دولتی که پشتوانة مردمی دارد، به فکر رسالت تعریف‌شده (و البته فراموش‌شدۀ) خود که کادرسازی است، باشند و برای شکاف نسلی بوجود آمده میان خود و جوانان تدبیری بیندیشند. براستی احزابی که در حداقل تأثیرگذاری ممکن قرار دارند، چه شرط و شروطی برای دکتر احمدی نژاد می‌توانند داشته باشند؟! آیا بهتر نیست مطالبات آقایان لااقل به اندازه وزن‌شان باشد؟! مگر خادم این ملت با حمایت احزاب روی کار آمده که برای ادامه خدمت‌گزاری یا آنچه که «وحدت اصولگرایان» نامیده می‌شود، از آنان کسب تکلیف کند؟! براستی احزاب مدعی اصول‌گرایی در مطالبة عدالت و مبارزة با مفاسد اقتصادی چه سابقه‌ای دارند که بخواهند خود را در سنگر عدالت‌خواهی، پیشروتر از رئیس جمهور نشان دهند؟! آیا احزاب و گروههای سیاسی، گزینه ای مناسبتر از دکتر احمدی نژاد برای انتخابات سال آینده سراغ دارند؟! اگر پاسخ مثبت است، شاخص های این انتخاب چیست؟
دولت نهم برآمده از آراء تودة مردم است و وامدار هیچ حزب و گروهی نیست. ضمن آنکه، ضربه‌ای که این دولت از مدعیان دروغین اصول‌گرایی خورده از - به اصطلاح- اصلاح‌طلبان نخورده است.
متأسفانه عملکرد احزاب در کشور ما به گونه‌ای بوده که امروز کلمه «حزب»، یک کنایۀ اجتماعی تلقی شده و «حزبی بودن» در کارنامه اشخاص از سابقه ارتکاب برخی ناهنجاری‌های اجتماعی نیز بدتر تلقی می‌شود. دلیل این ذهنیت نیز، عملکرد آن دسته از افراد غیر مؤثر سیاسی است که خود را «حزب» وانمود می‌کنند.
5- از دولت محترم نیز انتظار می‌رود مشغول خدمت رسانی به مردم بوده و وقت خود را صرف مسائل حاشیه‌ای نکند. امروز در خط مقدم رویارویی با آمریکا – چه در سطح ملی و چه فراتر از آن - ، کابینه دکتر احمدی نژاد قرار دارد؛ چراکه عدالت گستری داخلی و عدالتخواهی بین المللی آن، بر خلاف میل آمریکا و اذناب داخلی اوست که هدفی جز به انقیاد درآوردن ملت‌ها با حربه‌هایی مانند نسخه‌های اقتصادی و بسته‌های سیاسی ندارند؛ از اینرو کارگزاران دولت نهم می‌بایست با درک موقعیت تاریخی و تاریخ ساز خود، جهالت‌ها و زخم زبان‌ها را با بردباری تحمل نموده و بدانند خدمت آنها نزد خدا و خلق او گم نخواهد شد.
 
 

 |+| نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 21:7  توسط برخی اعضای جاد بوشهر  | 
بسم الله الرحمن الرحیم

خردادماه هر سال یادآور خاطراتی از خیزش اسلام‌خواهانۀ ملت مسلمان ایران است. 15خرداد پرچم ‏عدالت‌خواهی عزتمندانه‌ای است که با دم مسیحیایی حضرت روح‌الله توسط این ملت برافراشته شد و بذر آن در ‏انقلاب شکوهند اسلامی به ثمر نشست و این نهال مبارک در سه دهه رشد و نمو خود فراز و نشیب‌هایی را دیده و ‏تلخی و شیرینی‌هایی را چشیده است. علی‌رغم توفیقات افتخارآمیز این انقلاب آفاتی‌نیز گریبانگیر آن شده است. ‏در دهۀ اول گرایش به الگوهای چپ سوسیالیستی و در دهۀ دوم گرایش به الگوهای راست لیبرالیستی در مقولۀ ‏توسعه، مانع بالندگی شایستۀ این نهضت مقدس شدند. از سوی دیگر رفاه‌زدگی و تجمل‌گراییِ برخی مسئولین که ‏ریشه در مواجهۀ غیرمتّقیانۀ آنان با دنیای پر زرق و برق بود، مزید بر علت گشت و موجبات ایجاد طبقه‌ای مرفه و ‏فاسد و آلوده به مفاسد اقتصادی را در درون نظام فراهم آورد که همه و همه فرصت‌های از دست رفته‌ای هستند که ‏می‌باید به همت نسل سوم جبران شوند.‏
امروز تفکر انقلاب اسلامی، پوینده‌تر و توفنده‌تر از روز اول در صدد زدودن غبار انحراف از دامان انقلاب است. پس ‏از اثبات ناکارآمدی الگوهای چپ و راست، الگوی توسعۀ اسلامی-ایرانی نقل محافل نخبگان حوزوی و دانشگاهی ‏گردیده و با اشارت حکیمانۀ رهبر معظم انقلاب،گفتمان عدالت‌خواهی به صدر مباحث اجتماعی آمد و در دستور کار ‏نهضت بیدار دانشجویی قرار گرفت. ثمرۀ طرح این گفتمان، تبدیل آن به مطالبۀ اجتماعی و سپس برسرکارآمدن ‏دولتی با شعارهای انقلابی و عدالت‌خواهانه شد که منافع همان طبقات اجتماعی نامبارک را در معرض خطر قرار ‏داد. بی‌شک مطالبۀ آرمان‌های انقلاب، فراتر از افراد و گروه‌هاست و هر فرد و گروهی که در این مسیر، تعلل به خود ‏راه دهد، از جریان خروشان ملت عقب مانده و به حاشیه خواهد رفت.‏
روشن است در عرصۀ عدالتخواهی نباید مشکلات اقتصادی که از نیازهای اولیه و ضروری هر انسانی است ما را از ‏عدالت فرهنگی، سیاسی، اخلاقی و انسانی که هدف غایی خلقت است غافل کند.‏
بدیهی است لکۀ ننگ چشم‌پوشی از مفاسد و سستی در برخورد قاطع با ناپاکی‌های اقتصادی، وصلۀ ناچسبی برای ‏این انقلاب و این ملت است. مسئولین نظام با تدبیر خود چون آناني که از صدر انقلاب تا کنون خدوم و راستين زيسته اند دامن خویش را از این لکۀ ننگ پاک نگه دارند وگرنه ملت ‏نشان داده است که بالاخره اینان را از بدنۀ نظام به دور می‌اندازند و جايي در تاريخ انقلاب نخواهند داشت.‏
امروز رسالت بیداری دانشجویی در مبارزة با ظلم و بی‌عدالتی همانا  گفتمان‌سازی و نهادینه کردن ستم‌ستیزی و ‏عدالت‌خواهی در بین همة اقشار ملت است و دانشگاهیان متعهد می‌بایست به عنوان رسالت انقلابی خویش برای ‏خلق نظام سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی بر محور حق و عدالت تلاش تاریخی خویش را به کارزار بیاورند.‏
البته آنچه که این سپهر گفتمانی را بارور کرده و به ثمر می‌نشاند عملکرد قاطع و اصولی مسئولین نظام اعم از ‏اجرایی، نظارتی تقنینی و قضایی است و نهضت دانشجویی این مهم را همچون گذشته از آنان مطالبه می‌نماید. ‏
لذا جامعه اسلامی دانشجویان به عنوان گروه پیشرو در نهضت دانشجویی مسلمان، اعلام می‌دارد که مصمم‌تر، ‏امیدوارتر و پخته‌تر از سوم‌تیرماه 84 بر شعارهای خود پای می‌فشرد و دولت عدالت محور را تا زمانی که بر پیمان ‏خود وفادار است، با تمام توان خود یاری می‌دهد. از نمایندگان مجلس هشتم نیز که قرار است عصارۀ ملت باشند، ‏توقع دارد که ضمن حفظ پاک‌دستی خود با تأسی به شهید آزاده آیت الله مدرس، دولت اسلامی را در مبارزۀ با فقر ‏و فساد و تبعیض برادرانه یاری دهند. امید است به یاری حضرت حق و رهبری هوشمندانة امام خامنه‌ای و تلاش ‏همۀ نیروهای مؤمن و مخلص و پاک انقلاب، شاهد پیرایش درخت تنومند انقلاب از این‌گونه آفات کمرشکن باشیم ‏تا اسوۀ نمونۀ همۀ ملت‌های مسلمان و آزادۀ جهان در شکستن زنجیرهای استبداد و استعمار از دست و پای خود ‏باشد.

اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان

 |+| نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 10:27  توسط برخی اعضای جاد بوشهر  | 
 
  بالا